رسیدم به حس برگی که میداندکه بادازهرطرفی بوزد عاقبتش افتادن است...
سلام‏ ‏دوستای‏ ‏گلم‏ ‏من‏ ‏"‏‏زهرام‏‏"‏ ‏بااسم‏ ‏مستعار‏"‏رها‏"‏‏!‏من‏ ‏برای‏ ‏باشگاه‏ ‏پروازتلتکست‏ ‏شبکه2خیلی‏ ‏پیام‏ ‏زدم‏ ‏ولی‏ ‏حتی‏ ‏یکیشونم‏ ‏درج‏ ‏نشدبرای‏ ‏همین‏ ‏این‏ ‏وبوساختم‏ ‏که‏ ‏تمام‏ ‏نظراتوثبت‏ ‏کنم‏!‏ازاینکه‏ ‏بهم‏ ‏سرزدین‏ ‏متشکرم‏!‏واماقوانین:1‏)‏درموردهرکدوم‏ ‏ازقسمتهانظرداریدتوی‏ ‏همون‏ ‏قسمت‏ ‏نظربذارید.2‏)‏من‏ ‏هر2-3روزی‏ ‏یک‏ ‏بارمطالبونومیکنم‏ ‏ولی‏ ‏شماهروقت‏ ‏دوس‏ ‏داشتیدنظرتونوبذاریدومطمئن‏ ‏باشیدحتمادرج‏ ‏میشه.3‏)‏واخرین‏ ‏قانون‏ ‏اینکه‏ ‏ازگذاشتن‏ ‏نظرخوصوصی‏ ‏خودداری‏ ‏کنید‏!‏مر30

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1392ساعت 23:34  توسط رها | 
نظرات‏ ‏وپیشنهادات،انتقادات‏ ‏وتشکرات‏ ‏شمادوستان‏ ‏گل‏ ‏به‏ ‏دقت‏ ‏خونده‏ ‏میشوند‏ ‏ودرصورت‏ ‏امکان‏ ‏انجام‏ ‏میشوند‏!‏‏‏‏

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1392ساعت 23:33  توسط رها | 
‏*‏‏*‏‏*‏سوال‏ ‏من‏*‏‏*‏‏*‏
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1392ساعت 23:32  توسط رها | 
دوستان‏ ‏جک‏ ‏هاولطایف‏ ‏و...‏ ‏خودرادراین‏ ‏بخش‏ ‏بگذارید‏!‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 23:24  توسط رها | 
‏*‏‏*‏‏*‏پرسش‏ ‏افتابگردونی*‏‏*‏‏*‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 23:19  توسط رها | 
‏*‏‏*‏‏*‏درکل‏ ‏دوره‏ ‏زندگی‏ ‏بهترین‏ ‏و‏قشنگ‏ ‏ترین سال‏‏ ‏چندسالگیه؟چرا؟‏*‏‏*‏‏*‏ 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1392ساعت 0:28  توسط رها | 
‏*‏‏*‏‏*‏یه‏ ‏جمله‏ ‏ی‏ ‏زیبا‏ ‏با‏"‏رمضان،امام‏ ‏علی‏(‏ع‏)‏وشب‏ ‏قدر‏"‏‏*‏‏*‏‏*‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 23:46  توسط رها | 
‏*‏‏*‏‏*‏هدف‏ ‏خداازافریدن‏ ‏مگس‏ ...‏*‏‏*‏‏*‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 23:44  توسط رها | 
‏*‏‏*‏‏*‏اگه‏ ‏حق‏ ‏انتخاب‏ ‏داشتیدبه‏ ‏این‏ ‏دنیامیومدین‏ ‏یانه؟‏(‏باذکردلیل‏)‏‏*‏‏*‏‏*‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 23:43  توسط رها | 
*‏‏*‏‏*‏سرسفره‏ ‏چی‏ ‏نباشه‏ ‏شمانمیتونیدغذابخورید؟‏*‏‏*‏‏*‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 0:15  توسط رها | 
‏*‏‏*‏‏*‏فانتزی‏ ‏من*‏‏*‏‏*‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 0:13  توسط رها | 
‏*‏‏*‏‏*عهدمن‏ ‏باخدا‏‏*‏‏*‏‏*‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 0:11  توسط رها | 
‏*‏‏*‏‏*پیام‏ ‏و‏حال‏ ‏وهوای‏ ‏مسجدمحلمون...‏*‏‏*‏‏*‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 0:9  توسط رها | 
‏*‏‏*‏‏*انتخاب‏ ‏من‏‏ ‏بین‏ ‏لحظه‏ ‏ی‏ ‏سحروافطار*‏‏*‏‏‏*‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 0:7  توسط رها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گاهی اوقات دلم ی دوست میخواد...
یکی ک وقتی دلم ازچیزی گرفته واشک توی چشمام حلقه زده وبغض راه نفس کشیدنموگرفته ولی غرورم اجازه ریختن اشکاموشکستن سکوت تنهاییمونمیده بیادبشینه کنارم صندلیموازجلوی کامپیوتربچرخونه وخیره بشه به چشمام بیادجلوواروم بگه‏"‏گریه کن‏"‏منم بخندموبگم‏"‏مگه دیوونم الکی گریه کنم؟"‏اونم بیادجلودرگوشم بگه‏"‏میدونم چته پس خودتوخالی کن‏"‏بعدمنوبگیره توی بغلشومن زاربزنم بعدکه اروم شدم منوبکشه عقبوبگه‏"حالابگوچی شده ک اینقدناراحتی‏..."‏

نوشته های پیشین
مرداد 1392
پیوندها
محکوم به مرگ‏...(وب دیگه ی خودم‏)‏
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM